بعد از حدود دو هفته استفاده از arch به همراه omarchy باید بگم که من تسلیمام. مسئله اینه که توی arch همه چیز کار میکنه، ولی نه اونطور که تو میخوای. omarchy خیلی قوی و مناسبه ولی متاستفانه مشکلی که باهاش بر خوردم این بود که هنوز در حال توسعه هست و حدوداً هر هفته براش آپدیت میاد. تو هر آپدیت خیلی آیتم های جدیدی بهش اضافه میشه و این همونقدر که پوئن مثبتیه، پوئن منفیش هم میشه. البته که این دیدگاه یه noob هست.
به عنوان مثال، با استارت پروسه آپدیت، خیلی از فایل های config رو هم آپدیت و بازنویسی کرد و خب این باعث شد که کیبورد فارسیم (که حدود ۲ ساعت براش وقت گذاشتم تا کار کنه) بپره. اگر درست یادم باشه از config های قبلی هم بک آپ گرفت و یه جا سیوش کرد ولی خب برای منی که هنوز کار با لینوکس رو یاد نگرفتم، بازیابی اون فایلا داستان خودش بود.
آپدیت
واقعا مشکل عمده من با لینوکس، نیازش به اینترنت هست و هم اینکه اگه سیستم رو آپدیت کنی، احتمال از کار افتادن یکسری از عملکرد ها هم هست. این مسئلهای هست که خیلی ها باهاس سر و کار دارن. توسعههاییی مثل arch که rolling release هستند با این مشکل روبرو میشن. بهایی هست که برای دسترسی به آخرین آپدیت ها باید بپردازی. این رو هم در نظر داشته باشیم که شعار arch: do it youself
پس اگه یکی از این آپدیتها مشکلی برای سیستم شما به وجود بیاره. شما مسئول درست کردن اون هستید.
کوچ مجدد
ابته که عمرا دیگه به windows برنمیگردم ولی با این شرایط به خودم واجب دیدم که distribution ام رو عوض کنم. arch خیلی سخت تر از اون چیزی بود که فکرد میکردم و نیاز به دانش کد زنی و تسط به linux درش بالاست و برای منی که کارم طراحی گرافیک هست و لینوکس رو صرفا برای سرگرمی میخوام یادبگیرم، زیاد دردسر داشت. برای همین به یه distribution عه راحت تر و stable تر جابجا میشم و اون چیزی نیست جز debian.
Debian
واقعیت بین manjaro و debian گیر کرده بودم ولی آخر سر debian رو انتخاب کردم. شانسی که آوردم این بود که debian 13 هم به تازگی منتشر شده برای همین دیگه فعلا از نظر آپدیت مشکلی ندارم.
البته مشکلی که موقع نصب داشتم ارتباط ضعیف با سرور mirror بود. چون واسه debian تو ایران، برعکس arch سرور mirror ای وجود نداره برای همین باید نزدیک ترین کشور رو انتخاب کنی و به اون وصل بشی که با این اینترنت داغونم هم وضعیت بدتر شد. (پروسه نصبش حدود ۱ ساعت طول کشید)
محیط Debian
واقعیت باید اعتراف کنم که دلم برای محیط desktop تنگ شده بود. اصن با ذوق خاصی داشتم تو محیط gnome چرخ میزدم. البته که gnome به شدت حس یه دستگاه اندرویدی بهم میده ولی خب از اون وضعیت که با arch داشتم خیلی بهتره.
با یکم دستکاری کردن و تنظیم کردن محیط gnome و اضافه کردن shortcut های مورد نظرم، میتونم بگم که برام قابل تحمل شده. جالبه که توی این مدت کوتاه به shortcut های arch عادت کردم برای همین اون ها رو، اینجا همن تنظیم کردم. خیلی دارم سعی میکنم که مجیط گرافیکی gmome رو به window manager نزدیک کنم چون تجربه hyprland واقعا فوقالعاده بود. مزیت arch + hyprland این بود که همه خیلی کار هارو با کیبورد و بدون استفاده از موس میشد انجام داد. ولی توی محیط های desktop ای این کار یکم سخنه.
Resources
یکی از مشکلاتی که با ویندوز دارم اینه که منابع زیادی رو مصرف میکنه. از hard drive بگیر تا ram و cpu. رو مخ ترین بخش ویندوز sevice هایی هستن که تو background کار میکنن و نمیشه غیر فعالشون کرد. خیلی وقت ها فعالیت این service ها باعث میشد که فن دستگاه روشن بشه و خب صدای فن لپتاپ واقعا رو مخم میره.
با لینوکس شما این مشکلات رو نداری چون سرویس های زیادی نیستن که در حال فعالیت باشن و اگر هم service ای فعال باشه،(عمدتاً) به خاطر اینه که خودتون خواستید. نیاز لینوکس به رم هم پایینه برای همین میشه روی دستگاههای قدمی هم نصب و راه اندازیشون کرد. توزیعهایی از لینوکس هستن که 0.5gb فضای ram هم برای راه اندازیشون کافیه.
برای همین ایدعال ترین os برای من لینوکس عست. از زمانی که لینوکس نصب کردم، غیر از زمان هایی که میخوام برنامهای نصب کنم یا کار سنگینی ازنجام بدم، فن لپتاپ صدا نمیده. (آرامش به خانه بازگشت)